از این پس از اینجا با شما در ارتباط خواهم بود:
http://www.arefeh154.persianblog.ir
دیروز(شنبه)صبح بود که دیدم داره گوشیم زنگ میزنه و یه شماره ناشناس افتاده. برداشتم و اون آقایی که اون طرف خط بود گفت که از طرف پرشین بلاگه و درمورد موضوع گزارشم سوال کرد. من که اینجوری
شده بودم. همه چیزو توضیح دادم و گفت که من این حرفای شما رو به آقای بوترابی بگم چند دقیقه دیگه زنگ میزنم.
خلاصه یه ربع بعد زنگ زدند و گفتند که آقای بوترابی موافقت کردند. میتونید بیایین. کی میایین؟؟ گفتم: راستش باشگاه بهم گفته اول برو اونجا رو ببین و حضورا یه کم راجع به موضوع صحبت کنید بعد ما بهتون تصویر بردار میدیم. میشه من فردا بیام؟و.............
خلاصه قبول کردند و امروز با مرجان رفتیم.. و با آقای بوترابی کلی حرف زدیم. از همه در سخن گفتیم. حتی از عموپورنگ!!! حتی از خرمگس و مامان و بابا و دخترشون و نوستالژی!!! خلاصه از همه چیز. و چشم منو به روی خیلی از واقعیت ها باز کردند. منم که همین جوری
مونده بودم!
تقریبا ۲ساعتی حرف زدیم. خداییش آقای خوبی بودند. اصلا تو تریپ های غرور و این حرفا نبودند. کلی هم تحویلمون گرفت.
صحبت با آقای بوترابی خیلی جالب و جذاب بود. در آخر هم رفتیم تو اینترنت و خدمات سایتشون رو بهمون معرفی کردند.
واما یه خبر برای بچه های پورنگی!!!! (درمورد خودم) :: با توجه به صحبتهای آقای بوترابی قرار شد که من یه وبلاگ پورنگی توی پرشین بلاگ بزنم! و توی اون وبلاگ میشم همون عارفه ی عموپورنگی قبلی! به زودی آدرسش رو اینجا براتون میذارم. اینم آدرس: http://www.delesoorati.persianblog.ir/

وبلاگ من در پرشین بلاگ:
http://arefeh154.persianblog.ir