تبليغاتX
دفتری برای همیشه
قطره اشک
محرم...

ماه عشق...

ماه خون...

ماه عشق بازی با خدا....

این محرم چیست؟ این عاشورا چیست؟

 چه رازی در دل خود دارد؟ چرا هنوز بعد از ۱۳۰۰سال کسی معنای واقعی آن را درک نکرده؟....

حسین کیست؟ زینب کیست؟ عباس کیست؟ علی اصغر...؟ علی اکبر...؟

اینها کیستند که همه این روزها برایشان اشک می ریزند؟ آن هم چه اشکی....

اشکی که یک قطره اش  چه گناهانی می شورد.

مجالسش چه حاجت هایی  می دهد.  چه شفاعت هایی می کند.

 

وای به حال خودم...

چرا نمی دانم حسین کیست؟ چرا نمی دانم عاشورا چه بود؟

مگر حسین که بود که این همه عشاق دارد؟ مگر چه کرده بود؟....

باید برای خودم متاسف باشم

 که مسلمانم، آن هم شیعه ی ۱۲ امامی ولی هنوز جواب این سوالات را نیافته ام. حتی ذره ای....

گاهی اوقات خجالت می کشم پا به مجلس این آقای بزرگوار بگذارم.

 ولی عشقی بر این خجالت غلبه می کند.

در مجلس سوگواری اش می نشینم و دوباره این سوالات ذهنم را فرا می گیرد...

حسین...... واژه که نمی توان گفت... دریای عشق به خدا...

در همین افکار، قطره اشکی از روی شرم از دیدگانم جاری می شود.

و  ای کاش این قطره اشک به یاری سرورمان

 آقا امام حسین و آقا ابوالفضل العباس و تمامی شهدای کربلا

 شروعی برای شناخت این واقعه ی عظیم باشد...

 

یا حسین(ع)

 


+ نوشته شده توسط عارفه در 86/10/24 و ساعت 20:48 |
تظاهری بیش نیست...

به راستی چقدر سخت است، خندان نگه داشتن لب ها در زمان گریستن قلب ها

 و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی ،

 و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهای تنهایی و بی یاوری،

 درحالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد، 

اما چه شیرین است، در خاموشی و تنهایی به حال خود گریستن

و باز هم نفرین به تو ای سرنوشت....

 

 


+ نوشته شده توسط عارفه در 86/10/11 و ساعت 13:36 |