تبليغاتX
دفتری برای همیشه
تا حالا شما آدمي بدشانس تر از عارفه ديده ايد؟؟؟
 

عزيزاي دلم سلام:

خوب و خوش و سلامت هستيد؟

الهي شكر.

 

من امروز خــــــــــيـــــــــــــــلـــــــــــــــــــــي قاطي كردم و اعصابم خورده.

براي چي؟

براي اينكه امروز يه فيلمي از مدرسه ي برادرم محمدعلي گرفتيم. اين فيلم مربوط ميشه به مراسم اختتاميه سال تحصيلي84-1383 .

از اين بابت كه برادرم كلاس اوله و تازه تشريف بردن توي اين مدرسه، ما پارسال حضور نداشتيم.

اين مراسم شامل يك جشن باشكوهي هست كه داداش پورنگ مجري اش بوده.

مامانم تعريف ميكرد كه مادر يكي از دانش آموزان كلاس چهارم ميگفت: عموپورنگ رو دو-سه ساله كه براي مراسمها دعوت ميكنن. اون هم سالي دوبار !!!

ولي متاسفانه امسال كه برادرم قدم گذاشتند داخل اين مدرسه، از داداش پورنگ هيچ خبري نبود.

البته توي تقويم اجراييشون نوشته بودند كه داداش رو امسال هم ميارن، ولي نه براي مراسم ترم اول اووردند و نه ترم دوم.

مامانم وقتي رفته بود فيلمو بگيره از ناظمشون پرسيده بود: چرا امسال عموپورنگ رو دعوت نكرديد؟

ناظمشون گفته بود: آخه چون چند ساله پشت سرهم عموپورنگ رو دعوت ميكنيم، امسال به خاطر اينكه براي بچه ها تكراري نشه، دعوت نكرديم.

آخه اجراهاي داداشي تكراريه؟؟؟

 

اگه داداش ميومد...

چه حالي ميداد...

چون مديرشون هم دوست بابامه، راحت ميتونستم برم پيش داداشي.

 

اي خدا......

آخه چرا...؟

آخه چرا من اينقدر بدشانسم؟؟؟

چرا من هيچ وقت نميتونم  داداش پورنگ رو از نزديك ببينم...؟؟؟

 

بچه ها توروخدا واسم دعا كنيد...

دعا كنيد كه سال ديگه داداش پورنگ دوباره بياد مدرسه محمدعلي.

دعا كنيد كه من براي يك بار هم كه شده داداش پورنگ رو از نزديك نزديك ببينم.

 

اي خدا ازت خواهش ميكنم كه براي يك بار هم كه شده

من بتونم داداش پورنگ رو از نزديك نزديك ببينم.

 

راستي بچه ها اسم مدرسه برادرم ‹دبستان شهداي مؤتلفه اسلامي› هست.

 

در آخر هم عكسهاي فيلم جشن رو ميگذارم:

 

        اي خدا كاش منم اينجا بودم

       

        داداش توروخدا بازم بيا...

 

       داداشي پورنگ خييييييييييييييييلي دوستت دارم

 

       اي خدا يعني ميشه من داداش پورنگ رو يكبار از نزديك ببينم...

 

       داداش پورنگ جونم خيييييييييييييييييييييييلي مهربوني

 

       داداش پورنگ.................

 

       الهي من قربون چشمات برم داداش پورنگ جونم

 

       داداشي عزيزم. هميشه در قلب مني

 

       داداش به اين مهربوني كي ديده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


 

   اينم براي اينكه ايران از ادامه بازيهاي جام جهاني در آلمان باز ماند

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط عارفه در 85/03/31 و ساعت 17:13 |
نميدونم بگم...؟ نگم...؟

سلام:

حال و احوالتون چطور؟

خوب و خوش و سلامت هستيد؟

الهي صد مرتبه شكر.

 

اول اينكه؛

 من و الهام با هم يه وبلاگ درست كرديم.

آدرسش: www.arefeh-va-elham.blogfa.com  هست.

حتما يه سري بزنيد. توش يه عالمه عكس و پوستر از داداشي پورنگ هست.

اگه رفتيد، حتما حتما حتما نظر بدهيد و بنويسيد دوست داريد اين وبلاگ بيشتر درباره ي چه موضوعاتي مطلب بنويسه.

 

دوم اينكه؛

من يه چند وقتيه يه حرفي تو دلم مونده و نمي دونم بگم...؟ نگم...؟ چيكار كنم؟

ولي ميگم، چون من نميتونم يه حرفي رو توي دلم نگه دارم.

راستش ميدونيد چيه... اِ... اِ ...

ولش كن نميگم.

ولي نميتونم نگم.

خب باشه... باشه... ميگم.

چيزه... چه جوي بگم؟ 

درباره عمو پورنگه. ميترسم بگم، اونوقت عمویي ناراحت بشه.

توروخدا يه موقع فكر نكنيد كه من ديگه عمویي رو دوست ندارما.

من براش ميميرم،زنده ميشم،بالا ميرم، پايين ميام، چپ ميرم، راست ميام و دلم براش غــــــــــــش ميره.

خب ميگم ديگه.بالاخره اين هم يه جور انتقاده ديگه.ولي انتقادخيلي...هست.

ميدونيد، از اون موقع كه داداش سايت زده، من يه احساس خاصي پيدا كردم.

يه احساس خيلي پيچيده اي كه توصيفش برام خيلي سخته.

ميدونيد، احساس ميكنم كه عمو نبايد سايت ميزد.

واضح تر بگم؛ نَه نميگم. ( جون خيلي واضحه)

يعني از اون موقع كه سايت زد، از صداقت برنامشون خيلي كم شد.(اون موقع ها كه سايت نزده بودند، بچه ها خيلي رمانتيك نامه مينوشتند و...)

به عبارتي اون ‹‹تك›› بودن برنامشون از دست رفت.

مثل خيلي از برنامه هاي ديگه (فيتيله تعطيله و...)

 

ببينم، اصلا شماها با حرفهاي من موافقيد؟؟؟

يا مخالفيد؟؟؟

حتما نظر بدهيد و بگوييد چه كسي موافقه و چه كسي مخالف.

اصلا شايد من اشتباه ميكنم.

اگر هم دوست داشتيد اسمتونو ننويسيد. ولي بنويسيد بهتره.

 

دوستتون دارم.

خدانگهدار

 

              داداشي به اندازه ي همه ي ستاره هاي آسمون دوستت دارم

 

 

                    Click to close window

             

      

              Click to close window

 

 

              Click to close window

 

 

 


+ نوشته شده توسط عارفه در 85/03/29 و ساعت 10:6 |

 

 

سلام دوستاي مهربون و گلم:

اميدوارم كه حال همتون خوب خوب باشه.

من كه عالي عاليم.  ( البته به خاطر دعاهاي شما عزيزان)

 

يه سلام مخصوص هم ميكنم به عمو (ببخشيد) داداش پورنگ نـــازنـــيـــــنــــم، كه اينقدر گـــلــــه.

 

بله بچه ها، منم بالاخره حالم خوب شد و تونستم دوباره به جمع شما مهربونا بپيوندم. «خـــــــــيـــــــــــــــــلـــــــي خوشحالم »

 

٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞

اول از همه بايد از داداشي پورنگم تــــــشــــــكر كنم  كه بالاخره قدم رنجه فرمودند و يه نگاهي به وبلاگ بنده انداختند.

درسته كه پيغام نذاشتيد، ولي خبرا ميرسه. ( وقتي آتنا زنگ زده بود بهش گفتيد)

داداشي من هنوز باورم نميشه كه تو اومديا !؟!؟!؟

 

داداشي خيلي خوشحال شدم كه سايت زدي، ولي اين رسمش نبود...

اين رسمش نبود كه بيايي توي وبلاگت بنويسي؛ اين وبلاگ مال من نبوده و فقط تشابه اسمي بوده. 

ما اونجا باهم كلي خاطره داشتيم.

توكه ميگفتي من عاشق صداقتم. من عاشق صداقت كودكانه ام.

ولي هيچ وقت صداقت كودكانه اينجوري نبوده...

خوشحال ميشم رو حرفام يه كمي فكر كني............

۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭۞٭

 

 

بعدش بايد از  دوستاي گلم:

***الهام*** ***صديقه*** ***مهشيد***

تشكر كنم، كه توي مدتي كه من توي بيمارستان بودم  زنگ ميزدند به داداش پورنگ و از حال من بهش خبر ميدادند.

 

*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~

وحالا نوبت ميرسه كه از دوستاي اينترنتي خودم تشكر كنم:

زهرا فهيمي:

زهرا خانم خيلي ممنون كه زنگ زدي به عمو و خبر دادي.

منم خيلي دوستت دارم.

 

پرستو:

پرستو جونم خيلي مهربوني. دوست دارم بيشتر باهات آشنا بشم.

 

عاطفه:

عاطفه جونم، تو هم عزيز دل مني. الهي قربونت برم...

چرا اينقد كم پيدايي؟

 

رشا:

رشا جونم خيلي ممنون از اين همه لطفي كه نسبت به من داري.

دوستت دارم گل مهربونم.

 

حسنا:

حسنا جونم، خيلي مهربون و گلي.

ممنون از اينكه زنگ زدي به عمو.

 

كتايون:

كتايون جونم من تو رو خيلي دوست دارم.

خيلي گلي.

خيلي مهربوني.

ظاهرا تو خيلي اصرار داشتي كه بيايي بيمارستان ملاقات من، ولي من تقريبا ملاقات ممنوع بودم. حتي الهام هم دوبار بيشتر نتونست بياد ملاقاتم.

به هرحال ممنون از اين همه لطفي كه به من داشتي. كاش ميشد من يه روز تورو ببينم. راستي اون آدرسي كه گفته بودي هرچي بفرستيم مستقيم به دست عمو ميرسه، رو ميشه به من هم بدي.

 

ايرسا:

ايرسا جونم خيلي متشكرم از اين همه دلداري كه به من دادي.

خيلي گلي عزيزم.

 

نسيم:

ممنونم ازت نسيم گلم. خيلي دوست دارم.

 

زهرا عاشق پورنگ:

زهرا جونم خيلي مهربوني. ممنونم ازت.

 

نفيسه رمضانزاده:

عزيزم، نفيسه جان. منم خيلي تورو دوست دارم.در ضمن من ملاقات ممنوع بودم، حتي الهام هم دوبار اومد ملاقاتم. اميدوارم هميشه موفق باشي.

 

كوثر:

كوثر مهربونم. نميدونم چه جوري از اين همه مهربونيت تشكر كنم.

هميشه به يادت هستم عزيزم.

 

گلنار:

گلنار دوست داشتنيم. من هم خيلي تورو دوست دارم. در ضمن چون من ملاقات ممنوع بودم اگر ميومدي بيمارستان، فايده اي نداشت.

ممنون از اين همه لطفي كه نسبت به من داري.

 

ننه مليحه:

ننه جون مهربونم خيلي ممنون از اين همه دلداري ات.

الهام براي بار دوم كه اومد ملاقاتم اين داستانو برام تعريف كرد.

وقتي اين داستانو شنيدم خيلي رفتم توي فكر...

ممنون از اين شعر قشنگي كه برام گفتي. انشاا... يه روزي جبران بكنم.

ننه جون خيلي مهربوني. دوستت دارم.

 

نرگس:

نرگس قشنگم. ممنون از اين همه لطف و مهربوني كه نسبت به من داري.

 

سپيده:

خيلي مهربوني سپيده ي عزيزم. دوستت دارم.

 

لادن:

منم خيلي لادن جونم رو دوست دارم.

اميدوارم كه هيشه موفق باشي.

 

حكيمه موسوي:

حكيمه جان خيلي مهربوني. ممنونم ازت.

 

ريحانه:

ريحانه عزيزم، منم تورو خيلي دوست دارم.

 

مريم اختياري:

مريم گلم، منم خيلي زياد دوست دارم و برايت آرزوي موفقيت ميكنم.

 

الهام:

الهام مهربونم، منم ميدونم سر عمو شلوغه و واقعا دركش ميكنم.

منم هم همه ي شما رو دوست دارم.

 

دريا:

دريا جونم، ممنون از اينكه بعد از مدتها دوباره اومدي توي وبلاگم.

من راضي نبودم كه تو اين همه خودتو ناراحت كني عزيزم.

خيلي دوست دارم.

 

فاطمه:

فاطمه خانم، از شما تشكر ميكنم.

 

فائزه:

عزيزم، خيلي ممنون از لطفت.

 

فاطيما بهارمست:

فاطيماي مهربونم ممنونم از اين همه ابراز محبتت. خيلي دوستت دارم.

*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~

 

خيلي خوشحال شدم وقتي فهميدم داداش پورنگ بالاخره سايت درست كرد.  البته من از قبل يه خبرايي داشتم. قبل از عيد وقتي زنگ زدم به استوديو پخش، يه صحبتي پيش اومد كه آقاي آقاجانزاده به من گفت كه داريم يه سايت براي عموپورنگ درست ميكنيم.

 

من چند هفته پيش زنگ زدم به داداش پورنگ و بهش گفتم كه اگه ميشه روز تولدش بياد توي اينترنت. اون هم گفت كه اگه بتونه حتما مياد.

‹بچه ها توروخدا دعا كنيذ كه بياد. توروخدا›

 

 

 

 

در آخر هم ميخوام چندتا از پوسترهاي داداش پورنگ كه خودم درست كردم رو براتون بذارم.

اميدوارم كه خوشتون بياد.

 

 

 

 داداش پورنگ خيلي دوستت دارم

 

 

هميشه در قلب مني

 

خيلي دوستت دارم داداش گلم

 

 

 

 

              سبز و سفید و قرمز این پرچم ایمانه

 

                امید پیر و جوون تیم ملی ایرانه

 

شما كه مرداي خليج فارسين*جلو رقيبا مثل كوه وايستين - اسم حريف ديگه فرقي نداره*اين يار ماست ميخواد يه گل بكاره

☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼

 

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط عارفه در 85/03/21 و ساعت 13:39 |